دَم از بازی حکم میزنی!

دَم از حکم دل میزنی!


پس به زبان “قمار” برایت میگویم!


قمار زندگی را به کسی باختم که “تک” “دل” را با “خشت” برید!


باخت ِ زیبایی بود!


یاد گرفتم به دل ، “دل” نبندم!


یاد گرفتم از روی “دل” حکم نکنم!


دل را باید بُــر زد جایش سنگ ریخت که با خشت تک بــُری نکنند!



براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد